تبلیغات
تحقیق و پروژه های دانشجویی - تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن
 
تحقیق و پروژه های دانشجویی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : نگار موسوی
تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن  شامل 48 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  واژه شناسی قصص در قرآن  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

سرآغاز

در زبان فارسی واژه­ی داستان[۱] در اصل داتستان (dātistān) بوده است. یعنی محل گرفتن داد. وقتی کسانی، خود یا خانواده و قوم و هم­کیشان و هم­وطنانشان به ستمی دچار می­شدند و نمی­توانستند در مقطع زمانی و مکانی معیّن شرّ ستم را از سر خود کوتاه کنند، برای تشفّی خاطر و عقده گشایی، ستم و «واقعه­­ی رفته» را برای دیگران روایت می­کردند، یا به صورت مکتوب در قالب داستان می­آوردند و کسانی را که نمی­توانستند به گونه­ی عینی محاکمه یا مجازات کنند در صحنه­های داستان محاکمه و مجازات می­کردند (تمیم داری، ۱۳۷۷، صص ۱۸-۱۹).

امروزه در فرهنگ ادبیات داستانی با اصطلاحات گوناگونی روبه­رو می­شویم که مترادف داستان انگاشته می­شوند و فرهنگ­نویسان وجوه افتراقی برای آن­ها قایل نشده­اند؛ اصطلاحاتی همچون: قصّه، افسانه، حکایت، سمر، سر­گذشت، ماجرا، مثل، متَل، اسطوره، حدیث، انگاره، خرافه، روایت، نقل، قضیه، حسب­حال و ترجمه­ی احوال (ر.ک دهخدا، ذیل واژه­ی داستان).

در متن­های ادبی و داستانی پیشینیان همه­ی این اصطلاحات در یک معنا و برای بیان مرادی واحد به کار می­رفته­اند و «همه­ی این اصطلاح­ها در کل به آثاری گفته می­شد که جنبه­ی خلاقه­ی آن­ها بر جنبه­های دیگرشان می­چربید» (میرصادقی،۱۳۹۰، ص ۲۲).

این امر یعنی قائل نشدن تمایز بین این اصطلاحات و عدم وجود حدّ و مرز و تعریفی مشخّص برای هر یک از آن­ها، در لابلای متون ادبی به روشنی رخ­نمایی می­کند؛ به عنوان نمونه می­توان به «داستان­های هزار و یک شب» اشاره کرد که در بند مشهور آن که دائماً در پایان هر یک از قصّه­های راوی تکرار می­شود، دو واژه­ی «داستان» و «قصّه» دقیقاً در یک معنا آمده­اند، آن جمله چنین است: «چون داستان بدین جا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از قصّه فرو بست».

این عبارات از کتاب طوطی­نامه نیز به خوبی این موضوع را نشان می­دهد: «طوطیِ قوّال شرایط خدمت و اخلاص در میان نهاد و بلبل زبان را به صد گونه نوا بگشاد که: حکایات، بسیار است و قصّه­ها، بی­شمار. افسانه­ها فراوان است و داستان­ها، بی­پایان…» (عماد بن الثغری، ۱۳۵۲، ص۱۶۷).

امّا «امروزه بین این قبیل اصطلاحات تفاوت زیادی قائل شده­اند. ادبیات جدید با ریشه­ای نه چندان دور، برای هر اصطلاحی به تناسبِ کاربرد و استعمال آن، مرزبندی خاصّی ایجاد کرده است. چنان­که «داستان» گسترده­ترین مفهوم را یافته و «قصّه» تنها نوعی از «داستان» شمرده می­شود» (غلامرضایی، ۱۳۹۰، ص۷۰).

در واقع امروزه اصطلاح داستان واژه­ی عامی است که بر مصادیق متعدّدی دلالت دارد و هر اثر خلّاقه­ای که در آن نشان از «روایت­گری» و «نقل وقایع به ترتیب توالی زمان» باشد، را می­توان در حوزه­ی گسترده­ی ادبیات داستانی جای داد. این مطلب از تعاریفی که برای داستان ارائه کرده­اند نیز بر می­آید که در بخش «تعریف داستان» به آن اشاره خواهد شد.

البتّه امروزه اصطلاح داستان در برابر قصّه نیز مطرح می­شود. بدین معنی که به آثاری که در دهه­های اخیر با استفاده از شیوه­های جدید در الگو­ها و قالب­های تازه­ای که تحت تأثیر ادبیات غرب آفریده شده و می­شود، اصطلاحاً داستان می­گویند و آن را به انواع «داستان کوتاه[۲]»، «رمان[۳]»، «رمانس[۴]»  و… تقسیم می­کنند و در برابر آن «حکایات»، «افسانه­ها»، «سرگذشت­ها» و … که در منابع قدیمی رواج داشته است را قرار می­دهند و به آن­ها اصطلاح قصّه را نسبت می­دهند.

در ادبیات معاصر عربی نیز این تفکیک مشاهده می­شود. «معادل اصطلاح داستان، به معنای امروزی آن، در ادبیات معاصر عربی «القصّه الفنّیه» یا «القَصَص الفنّی» و معادل اصطلاح قصّه­ی سنّتی در ادبیات معاصر عربی، همان «القصّه» آمده است» (پروینی، ۱۳۷۹، ص۴۶).

تفاوت­هایی که سبب جدایی داستان از قصّه می­شود، در سبک روایت این دو گونه­ی روایی است که قصّه­ها معمولاً ساختاری پیچیده و هنری- بنا به تعریف امروزی آن- ندارند و در اغلب موارد تأکید آن­ها بر حوادثِ خارق­العاده بیشتر از تحوّل و پرورش آدم­ها و شخصیّت­هاست.

بر خی از ویژگی­هایی که برای قصّه­ها بر­شمرده­اند، عبارتند از:

۱) حادثه محور بودن:

بنیان قصّه­ها بر اساس حوادث و رویداد­های غیر منتظره و تصادفی شکل گرفته است. حادثه است که موجب کشش و گیرایی در قصّه می­شود، بی­آنکه در گسترش و تحوّل قهرمان­ها و شخصیّت­های دیگر نقشی داشته باشد.

۲) آموزش زیر بنای قصّه است:

زیر­بنای فکری و اجتماعی قصّه­ها، آموزش و اشاعه­ی اصول انسانی است. حضور قهرمانان مافوق انسانی در قصّه­ها به جهت آموزش دادن به مخاطبین قصّه­ها می­باشد: آموزش راستی و آموزش دوری از بدکرداری.

۳) قطعیّت ومطلق­گرایی:

آدم­های قصّه­ ها یا خوبند یا بد، یا سفیدند یا سیاه؛ چیزی میان این دو وجود ندارد. ماجرا­های پر­آب و تابی هم که در قصّه­ها اتّفاق می­افتد، نتیجه­ی بر­خورد آدم­های خوب و بد قصّه است. و البتّه در این میان همیشه خوبی­ها بر پلیدی­ها چیره می­شوند.

۴) تیپ­گرا بودن:

بدین معنا که هر یک از افراد داخل قصّه نماینده­ای از یک گروه اجتماعی خاص و یا معرّف خصلت انسانی ویژه­ای می­باشند. به دیگر سخن عموماً افراد یک گروه اجتماعی خاص، منش­ها و کنش­های مشترکی دارند، کافی است تنها به فردی از یک گروه اجتماعی اشاره کرد تا بلافاصله پیش­تصویر­هایی از آن فرد در ذهن تداعی شود؛ گروه­هایی نظیر: پادشاهان، وزراء، عیّاران، درویشان و… .

۵) اتّکا به اطّلاعات خارج از متن:

قصّه خود را در بند این نمی­داند که در­باره­ی روابط علّت و معلولی هر پدیده­ای توضیح دهد و این توضیح را به خارج از متن ارجاع می­دهد، به افسانه­ها و اساطیر و اعتقادات شنوندگان.

۶) خطّی بودن روایت در قصّه:

در قصّه­ها رویداد­ها به ترتیب وقوع زمانی طرح می­شوند و پردازنده­ی قصّه حوادث را به خواست خود نمی­چیند، بلکه همه چیز بر اساس زمانِ اتّفاق روایت می­شود.

۷) همسان بودن قهرمانان قصّه­ها:

رفتار،گفتار، نوع بیان، لحن و… قهرمانان در قصّه­ها بسان یکدیگر است و نمی­توان از گفتگو­های آنان پی به چگونگی شخصیّت و جایگاه اجتماعی آنان برد، بلکه این راوی است که با توصیف خود، آنان را به مخاطب می­شناساند (حسینی، ۱۳۸۴، صص۳۰-۳۶). علاوه بر این موارد، ویژگی­های دیگری چون خرق عادت، پیرنگ ضعیف، کلّی گرایی، ایستایی، زمان و مکان فرضی و تصوّری، شگفت­آوری و اپیزودی[۵] بودن را نیز برای قصّه ذکر کرده­اند (ر.ک میرصادقی،۱۳۹۰، صص۶۱-۷۳).

تعریف داستان

محقّقین و منتقدین تعاریف چندی برای داستان ارائه کرده­اند که چندان دور از هم نیستند و می­توان گفت که هر یک از آنان در تعریف خود به جنبه­ای از جنبه­های داستان چشم داشته­اند.

«در فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان تألیف جوزف شیپلی[۶]، داستان چنین تعریف شده است: داستان اصطلاح عامی است برای روایت یا شرح و روایت حوادث. در ادبیات داستانی، عموماً داستان، در بر گیرنده­ی نمایش تلاش و کشمکشی است میان دو نیروی متضاد و یک هدف» (میرصادقی، ۱۳۹۰، ص۳۲).

همان­گونه که مشاهده می­شود، این تعریف به «حادثه» و «اعمال واقع شده» در داستان اهمیّت بیشتری داده است و اصولاً داستان را روایت این حوادث و کنش­ها می­داند.


جهت دانلود متن کامل تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن  کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن، دانلود تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن، پیشینه تحقیق واژه شناسی قصص در قرآن، تحقیق در مورد واژه شناسی قصص در قرآن، مقاله واژه شناسی قصص در قرآن، مقاله در مورد واژه شناسی قصص در قرآن،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :